![]() |
![]() |
|
|
کامی ویروسی شده و حالم هم گرفته هست باید ویندوز نصب کنم اما درایور هاشو گم کردم سیستم من هم مال شش هفت ساله پیشه و عمراْ بشه از یه سایتی دانلود کنم !! بعضی از افراد به شدت نامرد هم گفتن اصلا مشکلی نیست و کیس منو درست می کنن اما در حد یه شعار باقی موند و فقط کیس خودشون رو بردن !!!! خب طبیعی هست که من قهر باشم ! بالاخص که با فلان دختر!! هم سر و سری داشته باشه!! چه توقعی میشه داشت؟ دوره زمونه ی بدی شده اینو دیگه همه می دونن.... من دو روزه که به شدت دلم شیرینی خامه ای می خواد. از این شیرینی خامه ای ها که سم سون درس می کرد می خوام . شاید عصری برم و چند برش از انواع شیرینی خامه ای بخرم و بخورم! ضایع نیست تو شیرینی فروشی؟؟ شاید عصری بعد از گذشت ۵ سال!! برم مطب دکترم و ارتودنسی های فک پائینم و باز کنم! میدونم دلم براشون می تنگه آخه دو سال پیش که فک بالا رو باز کردم دلم براشون خیلی تنگ شد ولی با گذاشتن پلاک موقت خیلی سر زبونم می گرفت البته بعد از چند هفته عادی شد و منم مثه آدم حرف می زدم . الان باز به مدت چند هفته سر زبونم می گیره!!! و تمام س ها رو ش تلفظ می کنم و خیلی هم باید مواظب پلاکم باشم تا گم نشه.
دلم می خواد برم برای خودم یه عالمه خرید کنم . من مانتو و کفش می خوام و خیلی چیزای دیگه مثلا یه شال مشکی و چند تا کش مو خوشکل یه مسواک نو و یه چیزی که همینجوری ازش خوشم بیاد ....
خوشحالم چون هوا ابری و سرده
به همه دوستام سر زدم وقت نشد کامنت بزارم به موقش دست پر میام
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم آبان 1388ساعت 15:6 توسط 03031112 |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر غم لشکر انگیزد
که خون عاشقان ریزد منو ساقی بهم سازیمو بنیادش براندازیم .... ....... به امید ایرانی آزاد حتی برای فرداهای دور . من سیاسی نمی نویسم فقط افکار خودم و روزمرگی هایی که دارم و اتفاقاتی که به نظرم جالب توجه هستند و آپ میکنم .. بیش از نوشتن از خواندن وبلاگ لذت میبرم . دوس دارم جایی باشه که فکراتو بنویسی و دوستانی از قماش خودت داشته باشی و باهاشون به اشتراک بزاری . خب این زندگی مجازی منه . جایی که رفتار درش اثر نداره بلکه فقط فکر و شاید هم تخیل موثره .. جایی که خیلی از دوستانم منو می خونن . خیلی اوقات دلم می خواست که وبلاگ مخفی داشته باشم . جایی که کسی منو نشناسه و برای خودم بی دغدغه بنویسم . اما تصمیم گرفتم همینجا باشم و در کل بگم که همینی که هست !! می خوای بخواه نمی خوای هم چی؟ باید بخوای :) خیلی چیزها هست که ناراحتم می کنه .. مثل اوضاع احوال کشورم همه ی جوونای همسنم و فقر و فلاکت فرهنگی و اجتماعی که توی جامعه ی ایرانه .. بچه های فقیر بیگناه و گرسنه و مسائلی از این قبیل .. برام از اینا نوشتن سخته و کلا میرم تو مود افسردگی .. برای همین از روزمرگی هام می گم یا از آرزوها و خیالاتم .. حالا واسه خودم و شاید چهارتا دیگه که گذارشون به این ورا افتاد . هدفم سرگرمی یا درس عبرت نیست . فقط نوشتنه . اسمم پریاست و الان هم ساعت نه و چهار دقیقه صبه . منم در محل کارمم و اینا رو تایپ می کنم . |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 |
| پیوندها |
|
* آ * ن * ت * ی * گ * و * ن * *موسو گلابی *سیب من *آفتاب *ندا جوون *داش مهدی *ارشیا در سرزمین باد *ویولت *گیلاسی *همیشه رامونا *بدون چتر *یک زن و دلواپسی هایش |
|
RSS
|