تبليغاتX
×بــــازم همــــــین جووووری× - .......
 

طوفان ٬ وزیدن گرفته بود٬

  


بالهای پرنده ی کوچک را شکست و او را با خود برد.

 

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی شبنم و برگ گل یاس

لحظه ی رهایی پرنده هاست

 

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت منو فریاد منی

 

تو خود عشقی که شوق موندنی

غم تلخ و گنگ شعرای منی

وقتی دنیا درد بی حرفی داره

تویی که فریاد دردای منی

 

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت منو فریاد منی

 

دستای تو خورشید و نشون میدن

چشمای بستمو بیدارمی کنن

صدای بال پرنده رو لبات

تو گوشام دوباره تکرار می کنن

 

زندگی وقتی که بیزاری باشه

روز و شبهاش همه تکراری باشه

شاید عشق واسه بعضی عاشقا

لحظه ی بزرگ بیداری باشه

 

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی عزیز با تو بودنه

آخرین پناه موندن منه

 

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت منو فریاد منی............

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:4  توسط 03031112 | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر غم لشکر انگیزد
که خون عاشقان ریزد

منو ساقی بهم سازیمو
بنیادش براندازیم
....
.......

به امید ایرانی آزاد حتی برای فرداهای دور . من سیاسی نمی نویسم فقط افکار خودم و روزمرگی هایی که دارم و اتفاقاتی که به نظرم جالب توجه هستند و آپ میکنم .. بیش از نوشتن از خواندن وبلاگ لذت میبرم . دوس دارم جایی باشه که فکراتو بنویسی و دوستانی از قماش خودت داشته باشی و باهاشون به اشتراک بزاری . خب این زندگی مجازی منه . جایی که رفتار درش اثر نداره بلکه فقط فکر و شاید هم تخیل موثره .. جایی که خیلی از دوستانم منو می خونن . خیلی اوقات دلم می خواست که وبلاگ مخفی داشته باشم . جایی که کسی منو نشناسه و برای خودم بی دغدغه بنویسم . اما تصمیم گرفتم همینجا باشم و در کل بگم که همینی که هست !! می خوای بخواه نمی خوای هم چی؟ باید بخوای :)
خیلی چیزها هست که ناراحتم می کنه .. مثل اوضاع احوال کشورم همه ی جوونای همسنم و فقر و فلاکت فرهنگی و اجتماعی که توی جامعه ی ایرانه .. بچه های فقیر بیگناه و گرسنه و مسائلی از این قبیل .. برام از اینا نوشتن سخته و کلا میرم تو مود افسردگی .. برای همین از روزمرگی هام می گم یا از آرزوها و خیالاتم .. حالا واسه خودم و شاید چهارتا دیگه که گذارشون به این ورا افتاد . هدفم سرگرمی یا درس عبرت نیست . فقط نوشتنه .

اسمم پریاست و الان هم ساعت نه و چهار دقیقه صبه . منم در محل کارمم و اینا رو تایپ می کنم .

پیوندهای روزانه
واحه
محمد نوری زاد بازداشت شد ....
من عکس امام را پاره کردم .
...طریقه ی ساخت وبلاگ در بلاگر ..
وقتی که خنده روی لبهایش خشکید!
گزارش تصویری زنجیر سبز انسانی طرفدارن میر حسین از تجریش تا را آهن
احمدی نژاد هاله ای از نور را گفت !!! وسپس کتمان کرد!
11 توصیه ی مهم میر حسین
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
پیوندها
* آ * ن * ت * ی * گ * و * ن *
*موسو گلابی
*سیب من
*آفتاب
*ندا جوون
*داش مهدی
*ارشیا در سرزمین باد
*ویولت
*گیلاسی
*همیشه رامونا
*بدون چتر
*یک زن و دلواپسی هایش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM